X
تبلیغات
رایتل







پرواز شامگاهی درناها

تنها آن کس که کارد می کشد اسحاق را بدست می آورد.

۱۵ روز از زندگی ؟؟؟ روزه من

۱۵ روز برای خودت زندگی کن!!!

۳

خدا همیشه با منه

اما

بعضی روزا هست که حتی می تونم صدای نفساشو دم گوشم احساس کنم

یا صدای قدمهاشو بشنوم که آروم و آهسته کنارم حرکت میکنه

یا دست نوازشش رو حس کنم که روی سرم کشیده میشه

بعضی روزا هست که دلم می خواد سرم رو بذارم رو شونه خدا

چشامو بندم

و رها شم از همه چیز

بعضی روزا هست که...

خدایا

فریاد کشیدم

زمزمه کردی

مشت زدم

نوازش کردی

گریه کردم

لبخند زدی

خدایا

ممنونم به خاطر امروز

ممنونم به خاطر همه روزای زندگیم

ممنونم که هستم!!!

می دونی

امروز حتی صدای قدمهات هم نمی اومد!!

ممنونم که منو امروز توی آغوشت حمل کردی

 

+ نوشته شده در یکشنبه 30 اردیبهشت 1386ساعت 11:53 ب.ظ توسط دامون نظرات (2)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

۱۵ روز از زندگی ؟؟؟ روزه من

۱۵ روز برای خودت زندگی کن!!!

۴

من فردا صبح از نتیجه سه سال تلاشم در دانشگاه دفاع می کنم.

نه دفاع کلمه قشنگی نیست

آدمو یاد حمله میندازه

من فردا نتیجه سه سال تلاش خودم و استادامو در حضور همه اعلام می کنم و به سوالاشون در مورد کارام جواب می دم

آره این قشنگتره

اگه بگم فردا جات خالی نیست

دروغ گفتم

جات خیلی خالیه

مثل همیشه

اگه بگم به نبودنات عادت کردم

دروغ گفتم

نبودن تو بیشتر از بودن بقیه احساس میشه و حقیقیه

اما

بازم مثل همیشه چاره ای ندارم

فردا تو نیستی

اما

هنوز کسایی برام باقی موندن که نذارن جای خالیتو زیاد حس کنم

خوشحالم که فردا زیادم تنها نیستم!!

+ نوشته شده در یکشنبه 30 اردیبهشت 1386ساعت 12:12 ق.ظ توسط دامون نظرات (2)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

۱۵ روز از زندگی ؟؟؟ روزه من

۱۵ روز برای خودت زندگی کن!!!

۵

من دیگه بچه نمیشم

دیگه بازیچه نمیشم...

+ نوشته شده در جمعه 28 اردیبهشت 1386ساعت 11:21 ب.ظ توسط دامون نظرات (1)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

۱۵ روز از زندگی ؟؟؟ روزه من

۱۵ روز برای خودت زندگی کن!!!

۶

انتظار کشیدن فقط تو یه حالت قشنگه

اگه منتظر چیزی باشی که مطمئنی اتفاق نمی افته

در غیر این صورت

انتظار، دردناکترین و سخت ترین راه خود کشی یه

 

+ نوشته شده در جمعه 28 اردیبهشت 1386ساعت 12:21 ق.ظ توسط دامون نظرات (3)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

۱۵ روز از زندگی ؟؟؟ روزه من

۱۵ روز برای خودت زندگی کن!!!

۷

...

از ... خوشم نمی یاد

غم غریبی توش هست

غم حرفایی که هیچ وقت جای گفتنشون نیست

امروزم گذشت و هنوز ...

...

...

 

+ نوشته شده در پنج‌شنبه 27 اردیبهشت 1386ساعت 01:07 ق.ظ توسط دامون نظرات (2)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

۱۵ روز از زندگی ؟؟؟ روزه من

۱۵ روز برای خودت زندگی کن!!!

۸

هر کسی برای اینکه 15 روز برای خودش زندگی کنه یه دلیلی داره. اما اگه می خوایین دلیل منو بدونین باید بهتون بگم که:

این 15 روز پایه و اساس یه قوله. قولی که عمل کردن بهش مستلزم اینه که تو بتونی 15 روز برای خودت زندگی کنی!! و حالا که 8 روز گذشته کم کم به این نتیجه می رسم که مسیری که باید برای انجام اون قول طی بشه سخت تر از عمل کردن بهشه. خیلی سخت تر.

عقابی که بالهاشو سوزونده بود که برای همیشه با زمینیها باقی بمونه، به من قول پرواز داد و برای عمل کردن به قولش 15 روز فرصت خواست

حالا بعد 8 روز من دیگه کم کم به این نتیجه می رسم که اون  هم قولش رو فراموش کرده، هم مهلت 15 روزشو و هم منو!

 اما

من ادامه میدم.

 برای من دیگه مساله بودن یا نبودن تو نیست. آخه تو همیشه هستی حتی اگه نباشی!! کمیت بودنت خیلی وقته که مفهومشو برای من از دست داده. می خوای نباشی؟ خوب نباش!!!

اما

من ادامه میدم.

برای من دیگه مساله عمل کردن یا نکردن به قولت نیست. چون من از این بازی راضیم! از این بازی با اعداد. از زندگی کردن برای خودم

من ادامه میدم

نه برای 7 روز باقی مونده. که برای تمام عمرم!! این بازی رو تو شروع کردی اما

من ادامه میدم

و یادت باشه که

از هر روزی که دلت بخواد

می تونی به من ملحق شی

منتظرتم  

 

+ نوشته شده در سه‌شنبه 25 اردیبهشت 1386ساعت 11:34 ب.ظ توسط دامون نظرات (0)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

۱۵ روز از زندگی ؟؟؟ روزه من

۱۵ روز برای خودت زندگی کن!!!

۹

دیروز

دلم پر بود

پر از دلتنگی

پر از خشم

پر از کینه

برا کسی که باید باشه و نیست

چیزی ننوشتم

یه قایق ساختم

و همه اینارو سپردم بهش

و قایق رو سپردم به....

امشب رفتم و سری بهش زدم

توی اقیانوس حوضمون غرق شده بود!!!

 

+ نوشته شده در سه‌شنبه 25 اردیبهشت 1386ساعت 11:04 ب.ظ توسط دامون نظرات (2)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

۱۵ روز از زندگی ؟؟؟ روزه من

۱۵ روز برای خودت زندگی کن!!

۱۰

امروز که 5 روز از شروع این بازی میگذره دوست دارم بگم:

"من به تنها بودنم در مسیر کوچ خویش، از ابتدای بودنم در این دنیا تا انتهای نیستیم چنان یقین دارم که یک پرستو به تنها نبودن خود در مسیر کوچ زمستانه اش!

کرگدن شماره ۲ ممنون که این متن رو به من هدیه کردی

 

+ نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت 1386ساعت 12:40 ق.ظ توسط دامون نظرات (1)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
1 2 >>