X
تبلیغات
رایتل







پرواز شامگاهی درناها

تنها آن کس که کارد می کشد اسحاق را بدست می آورد.

۲۰ تیر ۱۳۸۷

 

به یاد گلهای سرخی که در ۲۰ تیر ۷۸ در دانشگاه تبریز پرپر شدند

 

قیزیل گولو قوپاتیلار آی اللر

فریادیم یتیشسین سونرا گلن نسیللر

گوزل فریدونوم بولاشدی قانا

ماتم سوروتولر آذربایجانا

 

(ترجمه هرچند دست و پا شکسته)

 

گل سرخ را از جا کندند ای مردم

به فریادم برسید ای نسلهای آینده

فریدون زیبایم به خون آغشته شد

آذربایجان را ماتم سرا کردند

 

+ نوشته شده در پنج‌شنبه 20 تیر 1387ساعت 08:00 ب.ظ توسط دامون نظرات (9)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

۱۸تیر ۱۳۸۷

 

تاریخ:۱۸ تیر ۱۳۷۸

 

تو از سکوت اگر به خشم میرسی

سکوت کن

 

همین

 

+ نوشته شده در دوشنبه 17 تیر 1387ساعت 07:39 ب.ظ توسط دامون نظرات (7)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خنده و فراموشی

این متن رو از کتاب خنده و فراموشی میلان کوندرا انتخاب کردم. راستش نزدیکی عجیبی داشت به کاری که الان دارم انجام میدم!! فقط یک تغییر کوچک در یک واژه دادم و ... خیلی تعجب کردم. خودتون بخونید :


آدمی که کتاب (وبلاگ) می نویسد یا همه چیز است (دنیایی مجرد برای خودش و برای همه) یا هیچ و چون هرگز همه چیز به هیچ کس داده نمی شود هریک از مایی که کتاب (وبلاگ) می نویسیم هیچیم نادیده گرفته شده حسود و به شدت زخم خورده. آرزوی مرگ همکارانمان را داریم. به همین لحاظ همه ما مثل همدیگریم. باناکا؛ بینی؛ گوته و من!


زاد و ولد سریع جنون نوشتن در میان سیاستمداران؛ رانندگان ناکسی؛ زنان زائو؛ معشوقه ها؛آدمکشها؛ جنایتکاران؛ فاحشه ها؛ رؤسای پلیس؛ پزشکان و بیماران به من ثابت می کند که هر فردی بدون استثنا در درون خود حامل استعداد بالقوه نویسندگی است و تمام نوع بشر کاملا حق دارد که با فریاد (همه ما نویسنده ایم) به خیابانها هجوم بیاورد.


دلیلش این است که هر کسی در قبول این واقعیت که نامفهوم و نامرئی در دنیایی متفاوت ناپدید خواهد شد دچار تشویش می شود و می خواهد پیش از اینکه زیادی دیر شود خود را به دنیایی از واژه ها تبدیل کند.


آنگاه که نویسنده درون هر فرد پا به هستی بگذارد (و آن زمان خیلی دور نیست) در راه عصر شنوایی و فقدان درک جهانی هستیم...

 

پینوشت: عقاب من کوندرا میگه: زنی که روزی یک نامه چهار صفحه ای برای معشوقش می نویسد جنون نوشتن ندارد اما دوست من که نامه های عاشقانه اش را زیراکس می کند تا شاید روزی بتواند آنها را چاپ کند- دوست من- جنون نوشتن دارد... 


راستش منم ترجیح میدم که فقط همین یه جمله رو بگم:


همه زندگی من، سالروز شروع زندگیت مبارک


نامه چهار صفحه ای رو ترجیح میدم بدون زیراکس کردن برات پست کنم!!


 

+ نوشته شده در دوشنبه 10 تیر 1387ساعت 11:20 ب.ظ توسط دامون نظرات (4)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تو... فقط یک زن

روزت مبارک زن

شاید امروز ضجه نزنی زیر ضربه های تازیانه

شاید امروز  بتوانی حضانت فرزندت را از همسر معتادت بگیری

شاید امروز به تو هم اجازه طلاق دادن دادند نه طلاق گرفتن!

شاید امروز شهادتت در دادگاه کامل حساب شود نه نصفه

شاید امروز اگر بمیری هم ارزش پسرک ۲ ساله ات ارزش داشته باشی

شاید امروز بدون شوهر هم اجازه سفر و اقامت در هتل برایت ممکن باشد.

 شاید امروز به یغما نبرند تنت را.

شاید امروز با مهرورزی سوار اتوبوس گشت ارشادت کنند به جای کتک ورزی

شاید امروز...

شاید امروز بتوانی برای یک روز هم که شده نه دختر باشی نه خواهر نه همسر و نه مادر.

خودت باشی

تو... فقط یک زن

 

+ نوشته شده در سه‌شنبه 4 تیر 1387ساعت 04:27 ب.ظ توسط دامون نظرات (10)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin