X
تبلیغات
رایتل







پرواز شامگاهی درناها

تنها آن کس که کارد می کشد اسحاق را بدست می آورد.

ترکیه ۳

خوب اینم قسمت آخر عکسهای آنتالیا


نمای دیگه ای از ایچ لیمانی٬ اون کشتی بزرگ وسط تصویر کشتی بنسو (Bensu) هستش. بزرگترین کشتی تفریحی آنتالیا


یکی از زیباترین پلاژهای آنتالیا که درست در وسط شهر قرار داره. قسمت باریکی که آخرش به تخته سنگها میرسه و هر دو طرفش آبه رو میبینید؟ نمیدونید شنا اونجا چه مزه ای داشت


آبشار دودن کوتاه که مستقیما به دریا میریزه در جنوب شهر و ساحل لارا. البته یه آبشار دودن بلند هم در قسمت شمالی شهر هست که توی یک پارک بسیار زیبای جنگلی قرار گرفته و میشه از طریق غارهای طبیعی رفت پشت آبشار. هرکدومش زیبایی خاص خودش رو داره.


و در نهایت


اینجا رو میشناسید؟ آشنا نیست براتون؟ اشتباه نکنید دریاچه وان ترکیه نیست! دریاچه ارومیه خودمونه که داره خشک میشه! عکس رو با هزار افسوس از هواپیما گرفتم. اینجا یک پتانسیل قوی جذب توریست داخلی و خارجیه که تا چند سال آینده قطعا از دست میره! اونم فقط و فقط به خاطر تساهل و بی توجهی ما! 


اینم حسن ختام برنامه!

ناهار شاهانه هواپیمایی کاسپین در پرواز برگشت!!

کرو پروازی این هواپیما متاسفانه همون افرادی بودند که در پرواز ایروان کشته شدند!

هنوز هم وقتی به این فکر میکنم که با این توپولوف  قراضه به ایران برگشتم مهره های پشتم از ترس تیر میکشه!


راستی بد نیست بدونید پرواز هواپیماهای ایرانی به آنتالیا ممنوعه. برای همین هم هواپیماها در اسپارتا که یک ساعت و خورده ای با آنتالیا فاصله داره میشینند و ملت از اونجا با اتوبوس به آنتالیا منتقل میشند!! پرواز برگشت هم عینا همین طوره. بامزه است نه؟!

کلی حرف دیگه هم داشتم که در مورد این سفر بزنم. اوقدر تفاوت هست، اونقدر موضوع هست که دل آدم به خاطرش بسوزه، که نمیدونستم باید کدوم یکی رو بگم. از مقایسه رفتار خودمون با باقی توریستهای بین المللی گرفته تا برخورد اهالی ترکیه با توریستها، فرصت طلبی هوشمندانه اونها در جذب توریست و استفاده از هر منبع موجود و و و...

اما به این نتیجه رسیدم که فایده زیادی نداره. سکوت کنم بهتره...

+ نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور 1388ساعت 04:16 ب.ظ توسط دامون نظرات (7)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ترکیه۲

خوب باز هم به دلیل یه سفر دیگه به شمال دیر به روز کردم!

و اما ادامه عکسهای ترکیه...


اینجا شهر قدیمی آنتالیا یا همون کاله ایچی (Kaleici ) هست. این مجموعه نزدیک به 3000 خانه قدیمیه که در درون برج و باروهای ساخته شده از دوران یونان باستان تا زمان عثمانیها، قرار دارند. کل مجموعه خیلی زیبا و بدون کوچکترین آسیبی به بافت قدیمی شهر مرمت شده. همه خیابونهای باریک منطقه با یه شیب ملایم به بندرگاه درون شهری و قدیمی آنتالیا به اسم ایچ لیمانی ختم می شوند. مغازه های صنایع دستی بیشماری توی شهر قدیمی هست که جیب توریستهای روس و انگلیسی رو خالی می کنند! همراه با بیشمار پانسیون و هتل که در درون همون فضای قدیمی قرار گرفتند و حال و هوای متفاوتی با بقیه نقاط شهر دارند.


اینم یه نمونه اش!


و دست آخر می رسید به اینجا!! بندر قدیمی و اصلی شهر! اونقدر زیباست که فکر می کنید وارد یه کارت پستال شدید!

+ نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور 1388ساعت 01:02 ب.ظ توسط دامون نظرات (4)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سفر۲

۴. آرمرده- کردستان

بله دیگه....فکر میکنم از شهرداری وضعیت شهر را می توانید کاملا حدس بزنید و نیازی به توضیح اضافی نیست!!!!

آرمرده در ۱۲ کیلومتری شهر بانه قرار گرفته. شهر بن بستیه و جاده ای که ازش رد میشه میره تا روستاهای مرزی. بین اهالی بانه این جاده چیزی شبیه گذرگاه مرگه!! علتش هم اینه که تقریبا تمام اجناسی که در بانه فروخته میشه از این جاده پرپیچ و خم و خطرناک قاچاق میشه!! از لباس زیر بگیرید تا تلویزیون پلاسما همه چی وارد میشه!! منطقه پر از میتسوبیشی هایی که دائم توی این مسیر در حال رفت و آمدند. البته رفت و امد که چه عرض کنم!! بیشتر از شانه های خاکی جاده استفاده می کنند تا مسیر آسفالت! علاوه بر اون کلی مسیر فرعی هم روی دامنه تپه ها هست که وقتی اوضاع خرابه میزنند به کوه. خلاصه بساطیه!

تو بانه به هر کی گفتیم رفتیم آرمرده چشاش از حدقه دراومد! 



۵. غار کتله خور- گرماب- استان زنجان

بازدید از این غار کاملا خارج از برنامه بود. با دیدن یه تابلو توی مسیر انحرافی ناگهان تصمیم گرفتیم به اونجا هم سری بزنیم! جالبه که قسمتی از جاده ای که ازش رد شدیم تا برسیم اونجا اصلا توی هیچ کدوم از نقشه های راههای کشور نیست!!!!

ظاهرا ۱۳ کیلومتر طولشه و سه طبقه است. اما فقط یک کیلومتر و خورده ایش بازه برای بازدید. مسیرش هم کلا پیاده رویه. خیلی خوب بهش رسیدند و کلا محیط جالبی داره.

یک مسیر سه کیلومتری غارنوردی هم داره که با مجوز برای گروهها بازش میکنند. تحتی فکر غارنوردی توی همچنین جایی هم خیلی وسوسه کننده است. شاید بعدها با یه گروه حرفه ای دوباره به اینجا سری بزنم!

اگر گذرتون افتاد حتما سر بزنید. اینکه به دیدنش می ارزه رو کاملا تضمین می کنم!


سفره عقد!!


اینجا یک میدانه به اسم دو جادوگر. دو تا چهره بزرگ سنگی روبه روی همدیگه هستند که من فقط از یکیشون عکس گرفتم. نمی دونم میتونید تشخیصش بدید یا نه!


و قصر بلورین!


اینم قسمت خنده دار مساله.  سرویس بهداشتی به انگلیسی چی میشه؟!!!!!!


ادامه دارد...

+ نوشته شده در سه‌شنبه 11 فروردین 1388ساعت 05:53 ب.ظ توسط دامون نظرات (7)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سفر۱

اینم از مسافرت امسال!

نمیگم خوب نبود اما... یک جور تکرار کردن همه کارهایی بود که قبلا دهها بار انجام دادم.

تنها حسنش این بود که بعضی جاهای جدید را دیدم که تا به حال نرفته بودم و اینکه چند روزی تو طبیعت بودم که امسال بهار سنگ تمام گذاشته بود.

باقی چیزها همه اش تکرار بود و وقتی درون آدم غمگین باشه تکرار بیشتر آزاردهنده میشه...

به هر حال چند تا عکس میگذارم از جاهایی که رفتیم. بعضی هاش واقعا ارزش دیدن داشت.

البته بخشی از عکسها را در این پست میگذارم بقیه اش را درپستهای بعدی.



۱.این کروکی مسیر مسافرتمون هستش. از تبریز (دایره سبز) شروع میشه به سمت جنوب٬ آذرشهر٬ ٬ مهاباد٬ سردشت٬ بانه٫ بیجار٬ گرماب٬ ابهر٬ قزوین٬ کرج٬  شهسوار٬ رامسر٬ آستارا٬ اردبیل و در نهایت دوباره سرزمین مادری تبریز!




۲.یکی از روستاهای کردنشین نزدیک سردشت

سردشت در منتهاالیه جنوبی آذربایجان غربی قرار گرفته و اهالیش اکثرا کردنشین هستند. منطقه کاملا کوهستانیه و اکثر روستاها در اعماق دره ها یا در پناه دامنه کوهها بنا شده اند. خود شهر سردشت هم نمایی مثل همین روستا داره که اطرافش را کوهستانهای مرتفع و جنگل فراگرفته.




۳.آبشار شلماش- سردشت

در کنار شهر سردشت قرار گرفته. جاده اش هم آسفالته. یکی از زیباترین آبشارهایی هست که تا حالا دیدم. تقریبا سه طبقه است و در نهایت داخل یه دریاچه مانندی در کف دره میریزه. تا کنار دریاچه هم میشه پایین رفت. اطرافش کوهستانهای مرتفع و چنگله. از اون جاهایی هست که برید دیگه دلتون نمیخواد برگردید!!






+ نوشته شده در دوشنبه 10 فروردین 1388ساعت 04:45 ب.ظ توسط دامون نظرات (8)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مسافرت۲

غیبت اینبار شد بیشتر از ۱۰ روز!!!

کم کم دارم رکورد میشکنم!!

راستش نه حوصله آپ کردن داشتم. نه وقتشو!!

همونطوری که قول داده بودم عکسهای مسافرت رامسر رو گذاشتم

فقط یه خورده توضیح لازم دارن!

عکس شماره ۱:

تالار چینی خانه آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی. جای ظرفها رو که توی پست قبلی نوشته بودم می تونین اینجا ببینین.

http://i6.tinypic.com/4mshqid.jpg

عکس شماره ۲:

رامسر. از داخل شهر یه راه فرعی می رفت سمت کوههای اطراف شهر که کلی ویلاهای رنگ وارنگ روش ساخته بودند. اینجا می تونین یه نمای کلی ازشون ببینین. اون ساختمانی که دورش دایره صورتی کشیدم یه برج ۱۸-۱۹ طبقه است به اسم برج آرامش!! که به کل منطقه اشراف داره.

http://i4.tinypic.com/4z0xim9.jpg

عکس شماره۳:

اینم یه شاهکار از جنگلداری استان اردبیل (جنگلهای فندق لو)!!!

کاملا  بدون شرح

http://i2.tinypic.com/4z010u1.jpg

خوب عکسها رو ببینین و گذشته رو با حال مقایسه کنین. بقعه شیخ صفی الدین و شاهکارهای معماری در کوهستانهای مازندران. بهتره من هیچی نگم. خودتون ببینین و قضاوت کنین. فقط من همیشه فکر میکنم که آینده در مورد ما چطور می خواد قضاوت کنه!!!!!

همین

+ نوشته شده در یکشنبه 1 مهر 1386ساعت 01:34 ب.ظ توسط دامون نظرات (13)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رامسر

سلام دوباره به همه دوستان

من برگشتم!!

اگه بخوام خلاصه کنم باید بگم که خیلی خیلی خوش گذشت. مسیر رفت رو از اردبیل رد شدیم و رفتیم مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی. واقعا جای قشنگیه. اگه گذرتون افتاد حتما برید و ببینید. یکی از زیباترین و عجیبترین قسمتهاش تالاریه به اسم چینی خانه. جریانش هم اینه که زمان شاه عباس امپراطور چین 1200 قطعه ظرف چینی با شکلها و طرحهای مختلف به شاه ایران هدیه میده شاه هم دستور میده این تالار رو بسازند و توی دیوارهاش برای هر ظرف یه جای مخصوص درست شکل همون ظرف درست کنن و بعدش همه این 1200 پارچه ظرف رو میارن و میزارن سر جاهاشون!! تصور کنید همه دیوارها پر جای ظرف بود که البته همش خالی بود!!!یه مقداریشو روسها برده بودن یه مقدارش روهم هم وطنهای عزیز! نزدیک 50 پارچه ظرف مونده بود که هم توی همون تالار مثل موزه ها پشت شیشه چیده بودند. توی یه قسمت دیگه از آرامگاه هم تالاری بود که ظاهرا توش یه فرش خیلی بزرگ بوده و عین طرح قالی رو روی سقف تالار پیاده کرده بودند. یعنی زمین و آسمان به یه طرح بوده!!! این فرش هم تاتی کرده بود رفته بود تو یکی از موزه های بریتانیا!!!

خلاصه جای خیلی دیدنی هست. اگه تونستین حتما برین ببینین.

دیگه... دیگه رامسر هم که حتما معرف حضور همه هست. دریا خیلی قشنگ و عجیبه که خیلی تمیز بود!! کلی شنا کردیم جای همه خالی. من و داداشم شب هم رفتیم تو آب. شبش خیلی خوشگلتر بود. آسمون پر ستاره و دریا وهم انگیز و مرموز. من هر موقع که شب میرم کنار دریا یاد اون شعر شاملو می افتم که میگه یکی می شود غرقه در آب... راستش شب دریا خیلی ترسناکه!

بعدشم که رفتیم جنگلهای رامسرم گشتیم. ویلاها رو هم زیارت کردیم و کلی مشعوف شدیم که هموطنهای عزیزمون اینجوری دارن به خودشون خوش میگذرونن!! عجیبه ها یه صد متر اختلاف ارتفاع و چندین هزار پا اختلاف طبقاتی!! واقعا جالبه!

خلاصه یه تغییر آب و هوای اساسی بود. توصیه من به شما: اگه تابستون جایی نرفتین یه هفته ای بزنین برین مسافرت. عوض تلف کردن بنزین توی ترافیک کلانشهرهای عزیزمون برید جواهرده (یکی از ییلاقهای اصراف رامسر) صفا کنین!!   

پست بعدی شاید چند تا هم عکس گذاشتم. برم بگردم ببینم چیز به درد بخوری تو عکسها پیدا میکنم یا نه

فعلا...

 

+ نوشته شده در سه‌شنبه 20 شهریور 1386ساعت 04:56 ب.ظ توسط دامون نظرات (13)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مسافرت

۳ ساعت دیگه مثلا باید بیدار بشم که بریم مسافرت!!!

فکر کنم با این اوضاع دیگه نخوابم بهتره!!!

نیستم تا.... احتمالا دوشنبه هفته بعد

رامسر بهم خوش بگذره!!

+ نوشته شده در سه‌شنبه 13 شهریور 1386ساعت 02:54 ق.ظ توسط دامون نظرات (7)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin