X
تبلیغات
رایتل







پرواز شامگاهی درناها

تنها آن کس که کارد می کشد اسحاق را بدست می آورد.

بازهم شعر

با تو ممکن می شود انگار
تعلیق جهان
چشم گشوده ام انگار و
هستی برهنه است
از جامه ی زمان
تجسمی
و تجسدی
تو
اتفاق می افتی
با تمام کمال غیر ممکن دستهایت
هنوز
با عشق دیرآشنای همیشه ات

+ نوشته شده در جمعه 9 مرداد 1388ساعت 03:05 ب.ظ توسط دامون نظرات (15)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

من تر از من

تمام دستهای توست

سهم من از احساس

تمام نگاه توست

سهم من از روز

...٬ این همه کیمیای حضور توست

که

کلمه را به شعر قادر می کند


* به جای سه نقطه نام هر کسی رو که دوست دارید زمزمه کنید.

+ نوشته شده در شنبه 3 مرداد 1388ساعت 03:46 ب.ظ توسط دامون نظرات (8)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin