X
تبلیغات
زولا







پرواز شامگاهی درناها

تنها آن کس که کارد می کشد اسحاق را بدست می آورد.

بازهم شعر

با تو ممکن می شود انگار
تعلیق جهان
چشم گشوده ام انگار و
هستی برهنه است
از جامه ی زمان
تجسمی
و تجسدی
تو
اتفاق می افتی
با تمام کمال غیر ممکن دستهایت
هنوز
با عشق دیرآشنای همیشه ات

+ نوشته شده در جمعه 9 مرداد 1388ساعت 03:05 ب.ظ توسط دامون نظرات (15)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin