X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی







پرواز شامگاهی درناها

تنها آن کس که کارد می کشد اسحاق را بدست می آورد.

به نگار که هرگز زاده نشد...

قول داده بودی نگار

من هم قول داده بودم. من توی این سالها صدها قول شکستم نگار و به دنیا نیامدن تو ثمره شکسته شدن یکی از اون قول هاست.

قولت رو نشکن اگر توانایی به زنجیر کشیده شدن در بند اسارت آزادیت رو نداری!

مدتهاست که فکر می کنم خوشبختی تناقض عجیبی با آزادی داره. میدونی که کدوم خوشبختی رو میگم نه؟

قولت رو نشکن اگر توانایی شکستن بتهای زندگیت رو نداری!

همیشه می گفتی که من به دنبال آرزوهای بزرگی و تغییرات بزرگ و زیر و رو شدن های اساسی هستم. که زندگی در چیزهای کوچک جریان داره!

قولت رو نشکن اگر جسارت بریدن و بریده شدن از تمام نشانه های دردناک و آشنای زندگیت رو نداری!

به خودم نگاه میکنم. به استحاله های دردناک و مکررم. به تضادهای درونیم، به چالشهایی که درگیرم می کنند. به خودم نگاه می کنم. به خودی که با معیارهای سرزمین سنت زده ام بعد از سی سال زندگی به هیچ جا نرسیده و لذت می برم از بودنم، اینطور بودنم.

قولت رو نشکن نگار

کشتی که 12 سال منتظرش بودی به لنگرگاه رسیده و تو باید اورفالس رو برای همیشه ترک کنی.

بدرود پیامبر من!

بدرود برای همیشه...


+ نوشته شده در یکشنبه 22 اسفند 1389ساعت 12:50 ب.ظ توسط دامون نظرات (14)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin