X
تبلیغات
رایتل







پرواز شامگاهی درناها

تنها آن کس که کارد می کشد اسحاق را بدست می آورد.

مرگی دیگر

زمستان ۶۲ جز اولین کتابهایی بود که از کتابخانه بزرگ پدر کش رفتم و خوندم.

و بعد از اون شیفته نوشته های اسماعیل فصیح شدم

کتابخانه دانشگاه تبریز که در طی سالهای دانشجویی بیشتر از کل کلاسها مهمونش بودم هم مجموعه تقریبا کاملی از کتابهای فصیح داشت و ...

ثریا در اغما٬ لاله برافروخت٬ فرار فروهر و...

اسماعیل فصیح رو به خیلی ها پیشنهاد کردم. به کسانی که با رمان قهر بودند، به افرادی که از نویسنده های ایرانی ناامید شده بودند، به اونایی که از کتابهای فهیمه رحیمی خسته شده بودن اما حوصله متنهای ادبی سنگین رو هم نداشتند...به خیلی ها.


این روزها عجیب بوی مرگ میاد!!

به دنبال مهدی آذریزدی، اسماعیل فصیح هم رفت...

اما

عمیقا باور دارم که جلال آریانی که فصیح خلق کرد و شکل داد و به اوج رسوند، برای همیشه با ماست و در تمام لحظه های زندگی مردم کوچه و بازار حضور داره. حضوری جاودانه.



+ نوشته شده در شنبه 27 تیر 1388ساعت 05:18 ب.ظ توسط دامون نظرات (15)
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin